تبليغاتX
کیمیا

کیمیا

محبت امام زمان (ع) کیمیایی است که مس وجود آدمی را طلا می کند

متن کارت دعوت

می‌دانم آدینه‌ای خواهی آمد،

كه سحرگاهانش سوای همه‌ی روزهاست.

خورشید شادمانه‌ترین طلوعش را خواهد كرد.

و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت.

چهار فصل یكی خواهند شد و در پیكر بهار به تو خوشامد خواهند گفت.

و جهان دوباره طعم محبّت و دوستی را خواهد چشید.

تو خواهی آمد، و تشنگی قرنها را فرو خواهی نشاند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:40  توسط وحید  | 

شناخت امام زمان

سؤالات مربوط به كتاب "شناخت امام زمان علیه‌السّلام"

1) حدیث زیر از كیست؟

"هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مانند كسی است كه در دوره جاهلیت مرده باشد."

2) مفهوم غیبت چیست؟ حدیثی از امام صادق علیه‌السّلام ذكر نمایید.

3) غیبت صغری چند سال بطول انجامید؟ نواب خاص امام زمان علیه‌السّلام را در دوره غیبت صغری نام ببرید.

4) سه پیامبر گرامی را نام ببرید كه مانند حضرت مهدی علیه‌السّلام دارای غیبت بوده‌اند.

5) دو علت غیبت را نام ببرید. علّت اصلی غیبت حضرت مهدی علیه‌السّلام چیست؟

6) در توقیع حضرت مهدی علیه‌السّلام نحوه بهره‌وری از ایشان در دوران غیبت مانند چه چیز بیان شده؟

7) حضرت مهدی علیه‌السّلام از نظر طول عمر با كدام پیامبر شباهت دارند؟ حدیثی از امام سجّاد علیه‌السّلام ذكر نمایید.

8) حدیث « افضل اعمال امّتی انتظار الفرج » از كیست و به چه معناست؟

9) اعمال ما چه اثری بر زمان ظهور حضرت مهدی علیه‌السّلام دارد؟

10) یكی از وظایف ما در این دوران، دعا برای سلامتی و ظهور حضرت مهدی علیه‌السّلام است. حدیثی از خود حضرت در این مورد ذكر نمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:19  توسط وحید  | 

مداحی

 سرچشمه مهر و فيض دائم آمد                 آن رحمت بی حد و مداوم آمد.

غافل منشين که شد زمين معبر شاه         برخيز و ادب نما که قائم آمد. 

‌‌ آمده سرو چمن

آمده سرو چمن

بوي ياس و ياسمن  

عالمي گلشن شده  

چشم حق روشن شده

چشم حق روشن شده

 

 

 

سيدي يابن الحسن

 

پرده از رخ برگرفت

حجت معبود ما

آمد اين دم جلوه گر

مقصد و مقصود ما

يوسف مصر وطن

مهدي موعود ما

 

 

 

سيدي يابن الحسن

 

آنکه از او مي کنند

بوي گل را حس تويي

نقل هر مجلس تويي

 

آنکه از او مي کنند

بوي گل را حس تويي

آنکه نام او بود

نقل هر مجلس تويي

نقل هر مجلس تويي

اي گل خوش عطر و بو

نرگس نرجس تويي

نرگس نرجس تويي

 

سيدي يابن الحسن

 

ليله القدر همه

خرمن گيسوي تو

مي وزد بوي بهشت

يا که باشد بوي تو

کي شود يابن الحسن

من ببينم روي تو

من ببينم روي تو

 

 

سيدي يابن الحسن

 

اي که تير غمزه ات

با دل ما آشناست

پاسخ ما را بگو

چون دلم غرق نواست

يابن الزهرا تربت

مادرت زهرا کجاست

مادرت زهرا کجاست

 

 

سيدي يابن الحسن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 15:20  توسط وحید  | 

متن کارت دعوت

يا صاحب الزمان

 

سلام بر محبوب دل‌ها

مطلوب ديده‌ها

مقصود عالميان

سلام بر بهار جان‌ها

طراوت هستی

شادابی بخش روزگاران

سلام بر امام عالم و آدم

مولای انس و جان

يكتا نگار جهان

سلام بر اميد زندگی و مايه‌ی حيات

سلام بر مهدی

آنكه نام دل‌نشينش جان را معطر می‌كند

و ياد دل‌انگيزش روح را طراوت می‌بخشد

سلام بر تو ای ذخيره‌ی خاندان وحی

ای آخرين اميد

سالروز ميلادت را جشن می‌گيريم و يكديگر را غنچه‌های تهنيت نثار می‌كنيم و شكوفه‌های تحيّت می‌افشانيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 6:7  توسط وحید  | 

زیارت امام زمان (ع) در روز جمعه

   نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد          ناشر حکم ولایت به ولی می نازد              

   گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی        عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد   

                                                                                                             

   روز ولادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام مبارک                                     

 

روز جمعه، روز حضرت صاحب الزمان علیه السلام و به نام آن جناب است و همان روزی است كه در آن روز ظهور خواهد فرمود. بگو در زیارت آن حضرت:‏

السَّلامُ عَلَیكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فِی أرْضِهِ ، السَّلامُ عَلَیكَ یا عَینَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ‏ ، السَّلاَمُ عَلَیكَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُونَ ، وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَیكَ أیـُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ ، السَّلامُ عَلَیكَ أیـُّهَا الْوَلـِیُّ النَّاصِحُ‏ ، السَّلامُ عَلَیكَ یا سَفِینَةَ النَّجَاةِ ، السَّلامُ عَلَیكَ یا عَینَ الْحَیاةِ ، السَّلامُ عَلَیكَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیكَ وَ عَلَی آلِ بَیتـِكَ الطَّیبِینَ الطّاهِرِینَ‏ ، السَّلامُ عَلَیكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأمْرِ ، السَّلاَمُ عَلَیكَ یا مَوْلاَی ، أنـَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِاُولاَكَ وَ اُخْراكَ ، أتَقَرَّبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِكَ وَ بِآلِ بَیتِكَ ، وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَی یدَیكَ‏ ، وَ أسْاَلُ اللَّهَ أنْ یصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أنْ یجْعَلَنِی مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ لَكَ ، وَ التَّابِعِینَ وَ النَّاصِرِینَ لَكَ عَلَی أعْدَائِكَ ، وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَینَ یدَیكَ ، فِی جُمْلَةِ أَوْلِیائِكَ‏ ، یا مَوْلاَی یا صَاحِبَ الزَّمَانِ ، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیكَ وَ عَلَی آلِ بَیتِكَ ‏، هَذَا یوْمُ الْجُمُعَةِ ، وَ هُوَ یومُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُكَ ، وَ الْفَرَجُ فِیهِ لِلْمُؤْمِنِینَ عَلَی یدَیكَ ، وَ قَتْلُ الْكَافِرِینَ بِسَیفِكَ‏ ، وَ أنَا یا مَوْلاَی ، فِیهِ ضَیفُكَ وَ جَارُكَ ، وَ أَنْتَ یا مَوْلاَی ،  كَرِیمٌ مِنْ أَوْلاَدِ الْكِرَامِ ، وَ مَأْمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَ الْإِجَارَةِ ، فَاَضِفْنِی وَ أجِرْنِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیكَ وَ عَلَی أهْلِ بَیتِكَ الطَّاهِرِینَ‏

 

سلام بر تو ای حجت خدا در همه روی زمین. سلام بر تو ای مظهر خدا در میان خلق.

 سلام بر تو ای نور خدا كه به این نور، اهل هدایت به حق هدایت می‏یابند و به این نور، فرج برای اهل ایمان حاصل می‏شود. سلام بر تو ای پاكیزه جانِ از ترس پنهان. سلام بر تو ای ولی الله ناصح مردم.

 سلام بر تو باد ای كشتی نجات خلق. سلام بر تو ای سرچشمه آب زندگانی.

 سلام بر تو باد، درود خدا بر تو و بر خاندان تو كه همه خوبان و پاكان عالمند.

 سلام بر تو باد، خدا آن وعده نصرت و ظهور سلطنت كه تو را وعده داده بزودی مقرر فرماید.

 سلام بر تو باد ای مولای من، منم غلام تو و دوستدار تو و شناسای مقام اول و آخر شما (از پیغمبر «ص» تا امام زمان «ع» )

 بواسطه تو به درگاه خدا تقرب می‏جویم و به انتظار ظهور تو و ظهور سلطنت حق بر دست قدرت تو می‏باشم و از خدا درخواست می‏كنم كه درود فرستد بر محمد و آل محمد  و مرا از منتظران تو و از پیروان و یاری كنندگان تو بر علیه دشمنانت قرار دهد و از جمله دوستانی كه به فیض شهادت در ركاب تو می‏رسند بگرداند.  ای مولای من ای صاحب الزمان درود خدا بر تو باد و بر آل بیت تو.

 این روز جمعه است كه متعلق به توست كه در این روز همه انتظار تو را دارند و فرج و فتح برای اهل ایمان به دست شما و قتل و هلاكت كفار به شمشیر توست.

 و من ای مولایم در این روز مهمان تو و در پناه توام و تو مولای كریم و از خاندان كرم و بزرگواری هستی و از جانب خدا مأمور به مهمان نوازی و پناه دادن خلقی.

پس مرا به مهمانی بپذیر و در جوار خود پناه ده. درودهای خدا بر تو و بر خاندان تو باد كه همه از پاكان عالمند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 5:52  توسط وحید  | 

متن کارت دعوت

 

دوباره پای گنهکارم به بزم عشق تو واگشته

                  

سرم به زير شکسته دل ، دو ديده پر زحيا گشته

 

   زقطره قطر اشک من ببين که بوی تو می آيد

 

دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوی تو می آيد

 

   مولا !

 

   گرچه نا لايقيم ولی سعادت ميزبانيت را به ما هديه کن ،

 

   هرچند عرش الهی جايگاه توست

                                     و قدوم نازنينت بوسه گاه فرشتگان ،

 

به رسم ميزبانی، حضورت را می جوييم.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:20  توسط وحید  | 

التیام آلام

امروز دل شیعیان غرق خون است، چون روز شهادت امامیست که اکنون بارگاهشان نیز ویران گشته و این زخم تنها اینچنین التیام میابد:

ظهور مولا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:58  توسط وحید  | 

جمال کبریایی

ای جمال كبريايی

تا به كی گويم كجايی

(الامان از اين جدايی)2 (تك خوان)

طالع مسعود مائی

مقصد و مقصود مائی

(مهدي موعود مائی)2 (تك خوان)

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

شمع جمع دوستانی

ذكر قلب عارفانی

(نور چشم شيعيانی)2

منجی خلق جهانی

مصلح كون و مكانی

(خار چشم دشمنانی)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

اي گل گلزار سرمد

مهدی آل محمّد

عمر ما آخر سرآمد

كام دلها بر نيامد

عهد هجران سر نيامد

پيك وصل از در نيامد

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

گر بيايی در كنارم

سر به پايت می‌گذارم

(جان به راهت می‌سپارم)2

هرچه دارم از تودارم

نام تو تنها شعارم

(غير تو نايد به كارم)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشایی)2

هستي و جانم فدايت

طوطيايم خاك پايت

(دل بود خلوت سرايت)2

در سرم شور هوايت

می‌زنم از دل صدايت

(سر نهم بر خاك پايت)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

اللهم طال الانتظار و شمت منّا الفجار و صعب علينا الانتظار اللهم ارنا وجه وليك الميمون فی حياتنا و بعد المنون

(خداوندا! خداوندا! انتظار به درازا كشيد. زشتكاران ما را ملامت نمودند و پيروزی بر ما دشوار گشت)2 بار الها! چهره پر بركت حجت خويش را بر ما بنمايان. خداوندا سعادت ديدار ولی خويش را در روزگار حياتمان از ما دريغ مدار (و آنگاه و آنگاه كه چشم از جهان فرو بستيم ديدگانمان را به جمال نورانيش روشن فرما)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

اي گل گلزار سرمد

مهدی آل محمّد

عمر ما آخر سرآمد

كام دلها بر نيامد

عهد هجران سر نيامد

پيك وصل از در نيامد

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

گر بيايی در كنارم

سر به پايت می‌گذارم

(جان به راهت می‌سپارم)2

هرچه دارم از تودارم

نام تو تنها شعارم

(غير تو نايد به كارم)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

هستی و جانم فدايت

طوطيايم خاك پايت

(دل بود خلوت سرايت)2

در سرم شور هوايت

می‌زنم از دل صدايت

(سر نهم بر خاك پايت)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

(كی شود جانا بيايی)2

(عقده دل را گشايی)2

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:41  توسط وحید  | 

دلم را چه کنم

وقتی شراره عشقت، سينه ام را می سوزاند چهره ملتهبم گويای آتش درون می شود .

درد دل باز نمی گويم اما صورت افروخته را چه كنم ؟

چشم به انتهای بی انتهای افق می دوزم اما اشك جاری را چه كنم ؟

لب به شكايت و افسوس نمی گشايم اما آه را گريزی نيست .

حديث دلبريت را با خود مكرر به نجوا نشسته ام

و اينك سكوت شبهای بی تو را چه كنم ؟

همه دريا می شوم ،آرام و با قرار

                        اما موج كه نه طوفان محبتت را چه كنم ؟

صبر و انتظار را مهمان قلبم می كنم

                        خدايا تپشهای بی امان و منتظرش را چه چاره سازم ؟

هر چه می خواهم روايت عشق را به زير خاكستر فراموشی نهم ،        

                        به يك نسيم دوباره در آن می دمی

زبانه می كشم ،می سوزم و در اين ميان ، مدعيان به رقص مرگ من خوب می خندند.

اگر آمده ای آتشم زنی ، نيمه راهم وامگذار

                        اگر به تماشای هجرانت به وصال آمده ای                  

                                                ار آئينه نگاهم مكن

درد را كه خود داده ای

طبيبا درمان زچه رو به فردا می گذاری ؟

بذريست كه خود كاشته ای ،

آبياری خاك تشنه را چرا تاخير می كنی ؟

وعده ديدارم اگرم می دهی ،

ترحم به آشفتگان تو به تعجيل كن .

حال حضور می دهی  اما رخصت ديدار نه

                        آخر اين دركدام قاموس عشق نگاشته است ؟

اذن زيارت می دهی و بار عام نمی دهی

                        اين به كدامين درگاه پادشهان رسم بوده است ؟

اشك شوقم می باری و چشم ديدار نمی دهی

            پروانه را نور نشان می دهی و شعله را دور نگه می داری ؟

                                    مگر نه اينكه پروانه را سوختن منتهای آرزوست .

هياهو به قلب می دهی و مهرسكوت به لب می زنی ام.

آخر اين درد را چگونه فرياد كنم ؟

خورشيد می شوی و ابر را مهمان می كنی

                        پس بگو روزهای بی آفتاب را چه كنم ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 16:38  توسط وحید  | 

هدیه‌ی روز مادر

با اهدای یك شاخه گل به مناسبت روز مادر

دخترك، كنار یك شاخه گل، كارتی را گذاشته بود:

«تقدیم به مادرم!

مادری كه فروتنی و تواضع را به من آموخت!

مادری كه كنیزانی خدمتگزار برای امام زمان ‌علیه‌السلام تربیت كرد!»

قبل از آنكه هدیه به مادر برسد، چشم پدر، به نوشته افتاد، اشك بر گونه‌هایش جاری شد و با خود گفت:

ای كاش من هم در لحظه لحظه‌ی زندگی، یادم باشد كه هستی‌ام از آنِ امام زمان ‌علیه‌السلام است!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 18:15  توسط وحید  |